تبليغاتX
استاد
زندگی استمرار و جریانی الهی است . نه ابتدایی دارد نه انتهایی . همیشه بوده و خواهد بود . تولد ومرگ تنها میان پرده هایی در آن هستند .

زندگی با تولد آغاز نمی شود و با مرگ نیز پایان نمی پذیرد .

شناختن زندگی شناختن خداست .

خداوند اقیانوس زندگی است و ما همه کف هایی بر سطح این اقیانوس . او حقیقتی است بسیط و بی صورت که در آیینه های بی شمار کثرت ها و پدیده ها به شکلی متناسب با استعداد هر آینه ای منعکس می شود . او یگانه است اما ظهورات و جلوه های گوناگون دارد .

اناالحق حلاج سخنی درست بود . ما اوییم . اما تا زمانی که به خویشتن معرفت حاصل نکرده ایم از این حقیقت غافلیم . ما مستغرق دنیای آشفته ی بیرون ایم و در نتیجه از فهم اساسی ترین و آشکارترین حقیقت وجود عاجزیم . و چون این حقیقت آشکار را نمی فهمیم - می ترسیم و برای همیشه در سایه ی مخوف مرگ زندگی می کنیم . زیستن در سایه ی مرگ زندگی نیست . چگونه می توان در سایه ی مرگی که چهره ی خویش را نشان می دهد و گام به گام به ما نزدیک می شود جشن زندگی را به پا کرد ؟

زندگی آن گاه به ضیافتی با شکوه تبدیل می شود که بدانی مرگی وجود ندارد .

تو همیشه بوده ای و همیشه خواهی بود .

my beloved master- osho

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 2:0  توسط اشو  | 

 

شاد باش ! مراقبه خودش به تو دست خواهد داد . شاد باش ومذهب خودش در پی خواهد آمد . شادمانی شرطی اساسی است . مردم تنها وقتی مذهبی می شوند که غصه دار و اندوهگین اند - این است که مذهبشان دروغین است .

my beloved master- osho

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 12:38  توسط اشو  | 

نیروی جنسی وبیداری کندالینی ۲


پرسش : آیا هنگام بیداری کندالینی و گشوده شدن گذرگاه آن در نیروی جنسی افزایش روی می دهد ؟

osho: افزایش نیروی جنسی و گشوده شدن گذرگاه کندالینی هم زمان انجام می گیرند - آنها با هم یکی نیستند . بلکه هم زمان روی می دهند . افزایش نیروی جنسی فشاری پدید می آورد که مرکز بالاتر را می گشاید . بنابراین نیروی جنسی افزایش پیدا می کند . اگر بتوانید از آن آگاه بوده و آن را از راه جنسی به کار نگیرید - نگذارید که رهایش جنسی پیدا کند - اندک اندک چنان شدید خواهد شد که گردش رو به بالا آغاز خواهد شد .

نیرو نخست بیشترین تلاش خود را خواهد کرد که به گونه ی جنسی آزاد شود - چرا که شیوه جنسی راه رهایش عادی و دیرینه ی آن است . از این رو انسان می بایست نخست به درهای رو به پایین اش آگاهی پیدا کند . تنها آگاهی است که آنها را می بندد . تنها همکاری نکردن انسان است که این دروازه ها را می بندد . سکس به اندازه ای که ما احساس می کنیم باید باشد نیرومند نیست . نیروی آن تنها لحظه ای است . یک موضوع ۲۴ ساعته نیست . ماجرایی لحظه ای است .

اگر بتوانید هوشیار باشید و با آن همکاری نکنید از سر راه تان کنار می رود . و شما بیش از زمانی که نیروی جنسی از گذرگاه پایینی آزاد شود احساس خوشبختی خواهید کرد . نگاهداری نیروی جنسی همیشه مایه ی خوشبختی درونی است : هدر دادن نیرو تنها به انسان تسلا می بخشد و به او خوشبختی درونی نمی دهد . شما با بیرون راندن این نیرو خود را از بار درون رها ساخته اید . خود را از چیزی که مایه ی زحمتتان بود آرام بخشیده اید . اینک احساس رهایی از بار می کنید اما تهی نیز شده اید .

احساس تهی شدگی که دارد سراپای ذهم قربانیان را فرا می گیرد - درست از همین هدر دادن نیروی جنسی سرچشمه می گیرد . زندگی هیچ گاه تهی نیست اما تهی می نماید . چرا که شما خود را به سادگی وانهاده اید و تنها در پی آرام یافتن و رها شدن از بار هستید . اگر چیزی نگاه داری شود به دارایی تبدیل می شود : اگر دریچه ی رو به بالا گشوده شود و نیروی جنسی شما به سوی بالا راه پیدا کند گذشته از این که احساس آرام شدن می کنید و فشار درونی تان آرامش پیدا می کند - احساس تهی شدن نیز نمی کنید . به سخنی می توان گفت که نیازتان به آرامش برآورده می شود  و سرشار از نیرو نیز می گردید .

نیرو به بالا راه پیدا کرده است اما مرکز پایه ی آن تهی نشده است . سرشاری پیدا کرده است . نیروی لبریز به سوی بالا به سوی برهمارندهرا به جنبش در می آید . اینک انرژی به هستی کیهانی- به همه چیز - راه پیدا می کند و به سوی برهمن - راستی مطلق - می رود . از همین روست که چاکرای هفتم را به نام برهمارندهرا که به معنای دروازه ی برهمن یا دروازه ی رسیدن به خدا است - می شناسد . بنابراین نه بالایی هست نه پایینی . احساس آن مانند این اسن که چیزی در حال نفوذ کردن و فشار آوردن رو به بالاست - و زمانی می رسد که به انسان احساس آن دست می دهد که گویی چیزی دیگر آنجا نیست و از جای خود فراتر رفته است . آن چیز اکنون در حال طغیان کردن در گذرگاه است .

گلبرگ های چاکرای ساهاسرا تنها نماد احساس هایی هستند که هنگام طغیان کردن انرژی به آدمی دست می دهند . طغیان کردن مانند گل کردن است . درست همان گونه که گل -خود گونه ای لبریز شدن و طغیان کردن است احساس خواهید کرد که چیزی یک گل شده است . دروازه گشوده است . این نیرو به بیرون روانه خواهد شد .

آن را در درون احساس نخواهید کرد . احساس آن بیرونی است . چیزی چون یک گل شکوفا شده است - چون گلی که هزار گلبرگ دارد . این تنها یک احساس است . اما احساسی است که راستی دارد . احساس یک ترجمه و یک گزارش است . ذهن نمی تواند آن را به پندار آورد اما احساسش به گل دهی می ماند . نزدیکترین توصیفی که از آن می توانیم به دست دهیم باز شدن یک غنچه است . این گونه احساس می شود . از این روست که باز شدن ساهاسرا را چون نیلوفری با هزار گلبرگ به انگار آورده ایم .

این همه گلبرگ - این همه ! و آنها به باز شدن خود ادامه می دهند . باز می شوند - باز می شوند ... باز شدنی که پایان ندارد . و این به کامیابی رسیدن است - گل کردن هستی آدمی است . آنگاه شما درست مانند یک درخت می شوید و هر چیزی که درون تان بوده به گل می نشیند .

آن گاه همه ی کاری که می توانید انجام دهید این است که این گل را پیشکش خداوند کنید .

شما پیش تر گل های بسیاری را پیشکش کرده اید - اما آنها گل های جدا شده بودند . تنها این گل می تواند پیشکشی راستین باشد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 12:13  توسط اشو  | 

نیروی جنسی و بیداری کندالینی (۱)


پرسش : چگونه می توان بر کشش خواهش جنسی پیروز شد تا کندالینی بتواند به بالا جریان پیدا کند ؟

osho: نیروی جنسی در درازای زاده شدن های بسیار - پیوسته رو به پایین و به سوی مرکز جنسی بدن جریان داشته است . بنابراین همین که این نیرو پدید آمد - نخست می کوشد رو به پایین رود . از همین روست که شما گاه هنگام مراقبه کردن در خود بیش از زمان های دیگر احساس کشش جنسی می کنید . حس می کنید جنسی تر شده اید زیرا بیش از گذشته در خود نیرو پدید آورده اید . هنگامی که چیزی را ذخیره کرده اید - گذزگاه دیرینه و به خوی درآمده ی بدن شما آماده است تا آن را رها سازد . ساختار به جنبش درآمدن انرژی آماده است تا آن را رها سازد . گذرگاه دیرینه آماده است . ذهن شما تنها یک گذرگاه را می شناسد - گذرگاه پایینی . گذرگاه جنسی را . بنابراین هنگامی که مراقبه می کنید نخستین جنبش نیروی زندگی شما رو به پایین خواهد بود . تنها از آن آگاه باشید . با آن کشمکش نکنید . تنها از آن آگاه باشید . از گذرگاه به خوی درآمده آگاه باشید . به انگاره های جنسی آگاهی داشته باشید . بگذارید بیایند . بدانها هوشیار باشید اما درباره شان کاری انجام ندهید ! تنها بدانها آگاه باشید . گذرگاه جنسی بدون همکاری شما نمی تواند به کار افتد . اما اگر شما حتا یک دم کوتاه با آن همکاری کنید - می تواند به کار درآید . بنابراین با آن همکاری نکرده و تنها بدان آگاه باشید .

سازو کار جنسی پدیده ای چنان کوتاه است که تنها یک دم کار می کند . اگر درست در همین دم با آن همکاری نکنید - به خودی خود باز می ایستد .

در زمان های ژرف نگری بارها و بارها در شما انرژی پدید می آید . این نیرو همچنان رو به پایین می رود . اما اینک شما از آن آگاه هستید . گذرگاه دیرینه بریده شده است - بند نیامده است . نیرو آن جاست و نیاز به آزاد شدن دارد . اما در پایینی بسته است . بند نیامده - بسته است . شما با آن همکاری نکرده اید . همین و بس . به گونه ی مثبت جلوی آن را نگرفته اید . تنها به گونه ی منفی با آن همکاری نکرده اید .

شما تنها به آن چه که بر ذهن تان و بر تن تان در حال روی دادن است هوشیاری دارید . شما تنها هوشیارید . بنابراین نیرو ذخیره می شود . آن گاه اندازه ی نیرو بیشتر و بیشتر می شود و فشاری رو به بالا بایسته می گردد . اینک انرژی رو به بالا خواهد رفت و درست از فشار آن گذرگاه تازه ای گشوده خواهد شد .

همین که نیرو بالا رفت از دیدگاه جنسی به دیده ی دیگران خواستنی تر خواهید نمود . چرا که نیروی زندگانی در حال بالا رفتن نیروی مغناطیسی شدیدی به بار می آورد . شما به دیده ی دیگران کشش جنسی بیشتری خواهید داشت . بنابراین می بایست از آن آگاه باشید . اینک بی آن که خود آگاه باشید دیگران را به خود خواهید کشید . و این کشش تنها جسمانی نبوده بلکه اتری نیز خواهد بود . حتا یک بدن زننده و نازیبا نیز به کمک یوگا پرکشش خواهد شد . این کشش اتری بوده و چنان گیرا و مغناطیسی است که می بایست پیوسته از آن آگاه باشید . پیوسته آگاه . شما جذاب خواهید بود ... و جنس مخالف به گونه ای پایداری ناپذیری سوی تان کشیده خواهد شد . بدن اتری شما ارتعاشات ظریفی را پدید خواهد آورد . می بایست از آنها آگاه باشید . ارتعاشی که جنس مخالف احساس خواهد کرد گونه های بسیاری خواهد داشت و چهره های بسیار گوناگونی به خود خواهد گرفت - اما در بنیاد جنسی خواهد بود . زیر بنای این ارتعاش جنسی خواهد بود . اما شما می توانید به این انسانها یاری دهید . حتا اگر آنها به گونه ی جنسی سوی تان کشیده شدند - به سوی نیروی جنسی ای که در حال بالا رفتن است کشیده شده اند . و آنها هم زیوندگان جنسی معمولی نیستند . نیروی جنسی بالا رونده چیزی پرکشش و گیرا شده است . بنابراین می توانید به آنها کمک کنید . چنان چه خود درگیر نشوید می توانید آنان را یاری دهید .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 12:38  توسط اشو  | 

فراتر از زبان


تمام چیزهای عالی فراتر از محدوده ی زبان هستند .

وقتی چیز های زیادی برای گفتن هست - گفتن آنها دشوار می شود . فقط موضوعات کوچک و معمولی را می توان به زبان آورد . هر وقت که احساسی توفنده دارید - گفتن آن غیر ممکن می شود . زیرا کلمات بسیار کوچک اند و نمی توانند موضوعات بزرگ را بیان کنند .

کلمات کاربردی اند . آنها برای فعالیت های روزمره و عادی خوب هستند ولی وقتی فراتر از زندگی روزمره روید کلمه ها ناتوان می شوند . کلمات در مورد عشق مفید نیستند و در دعا کاملا بی کفایت می شوند .

تمام چیز های عالی فراتر از محدوده ی زبان هستند . وقتی متوجه می شوید که نمی توان چیزی را شرح داد - آن گاه رسیده اید . آن گاه زندگی سرشار از زیبایی - عشق و سرور می گردد وبه جشنی پرشکوه بدل می شود .

در هوای اشراق - فرشید قهرمانی و فریبا مقدم -osho

+ نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 13:41  توسط اشو  | 

در هستی تکراری وجود ندارد . هستی همیشه بکر و تازه است . هر روز با روز دیگر فرق دارد و اگر گاهی نمی توانید این تفاوت را درک کنید مشکل از قوای درکتان است .

هیچ چیز تکرار نمی شود . تکراری وجود ندارد . اگر از دریچه ی ذهن به وقایع بنگریم - به نظر می رسد در حال تکرارند و به همین دلیل است که ذهن منبع یکنواختی است . ذهن حوصله ی شما را سر می برد . زیرا اجازه نمی دهد تازگی زندگی برایتان آشکار شود . ذهن همیشه چیزها را با یک الگو می نگرد .

این ذهن شماست که در حال تکرار است نه زندگی . ذهن باعث می شود که همه چیز تک بعدی و ملال آور به نظر برسد . زندگی سه بعدی و لبریز از تنوع است . ذهن سیاه و سفید است . زندگی همانند رنگین کمان است . میان سیاه و سفید میلیون ها رنگ دیگر وجود دارد . زندگی به دو قسمت "بله" و "نه" تقسیم نشده . این ذهن است که یا بله می گوید یا نه . ذهن طبعی ارسطویی دارد . در حالی که زندگی این طور نیست .

در هوای اشراق - فرشید قهرمانی-فریبا مقدم -osho

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 1:29  توسط اشو  |