|
|
|
|
|
قرآن كتابي براي خواندن نيست . بلكه كتابي است براي سرودن . اگر بخواني اش آْن را از دست خواهي داد . اگر بسرايي اش شايد خدا را در آن بيابي . قرآن توسط يك دانشمند يا فيلسوف نوشته نشده . محمد كاملاً بي سواد بود ، او حتي نمي توانست نام خودش را بنويسد ، اما او در اختيار روح خدا بود . به خاطر پاكدامني اش برگزيده شد و شروع به سرودن كرد ، و آن آوا قرآن است . من عربي نمي دانم ، اما قرآن را مي فهمم زيرا مي توانم ريتم و زيبايي ريتم را از صداهاي عربي درك كنم . چه كسي نگران معناست ؟! وقتي گلي را مي بيني ، مي پرسي : معناي آن چيست ؟ گل كامل است . گل براي خودش كافي است . وقتي روشنايي مي بيني ، مي پرسي : معناي آن چيست ؟ روشنايي كامل و كافي است . زيبايي معناي آن است . آن بسيار بي معناست ، اگر ريتميك باشد سرشار از معنا است . و من متشكرم كه به وسيله ي خدا اجازه يافتم كه .. و به ياد داشته باش ، خدايي وجود ندارد . اين فقط يك توصيف است . هيچ كس به من اجازه نداده است . انشاءاله ، از خدا متشكرم كه به من اجازه داد كه اين سري را با قرآن به پايان برسانم ، زيباترين ، بي معنا ترين ، پر معنا ترين اما در عين حال غير منطقي ترين كتاب در كل تاريخ انسانيت . از کتاب : کتابهایی که دوست می دارم .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 21:31 توسط اشو
|
|
||
|
|
|
|
|
تو به نگران بودن معتاد شده ای . اگر روزی همه ی نگرانی هایت محو شوند .. ناگهان از این موضوع نگران می شوی . چرا ؟ زیرا نگرانی ها به نفس غذا می رسانند . نفس اگر ببیند که نگرانی های تو برطرف شده اند , تو را کشان کشان به سوی نگرانی های تازه می برد . زیرا بدون نگرانی ها , نفس می میرد . osho (حامد ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 13:17 توسط اشو
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر توانستی بین خودت و مادرت پل بزنی ، ناگهان احساس خواهی کرد که پلی بین تو و کره خاکی هم برقرار شده است . تو بیشتر ریشه در زمین می دوانی و پا می گیری . اگر توانستی این پل را بین خودت و پدرت بزنی . دیگر به اسمانها پرواز می کنی . پدر و مادر نمادند . نماینده زمین و اسمان و انسان درختی است که هم به زمین نیاز دارد هم اسمان .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 12:57 توسط اشو
|
|
||
|
|
|
|
|
خردمندی حالت بسیار آرام وجود است . خردمندی نه دانش است و نه از دانسته ها به دست می آید . خردمندی وجود درونی توست که بیدار گشته .. ناظر است و شاهد تابان از نور . سرشار از نور باش . این حق تو از آمدن به دنیاست .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 22:41 توسط اشو
|
|
||