تبليغاتX
استاد

 

اگر واقعاً مي خواهيد با من باشيد ، احساس گناه را از خود دور كنيد . تا آن انرژي اي كه به عقده ي احساس گناه تبديل شده به شادي بدل شود و آزاد گردد . شادي نگرش درستي است . شادي كنيد كه خدا به شما همه چيز داده است . من به شما قول مي دهم كه اگر بتوانيد براي همه ي آن چيزها كه خدا به شما داده شادي كنيد اعتبار بيشتري پيدا مي كنيد . روزي كشش جنسي محو مي شود و شما مي توانيد عاشقي كنيد . روزي عشق محو مي شود و شما قادر به نيايش مي شويد ، يك روز نيايش محو مي شود و شما خودتان يك خدا مي شويد . اما انسان بايد عمري را كه به او هديه شده زندگي كند .

 

اگر ترجمه جالب نيست تقصير من نيست ! تقصير آقاي مير جواد سيد حسيني است !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 17:27  توسط اشو  | 

 

عشق به خود

 

ما هميشه به عشق ورزيدن به ديگري فكر مي كنيم . مردها به عشق ورزيدن به زن ها فكر مي كنند و زن ها به عشق ورزيدن به مردها . مادرها به عشق ورزيدن به فرزندشان و فرزندان به عشق ورزيدن به مادرشان فكر مي كنند . با وجود اين ، اگر خودتان را دوست نداشته باشيد ، غير ممكن است بتوانيد ديگري را دوست داشته باشيد .

فقط در صورتي مي توانيد شخص ديگري را دوست داشته باشيد كه در خود عشق داشته باشيد . فقط زماني كه چيزي را داشته باشيد ، مي توانيد آن را با ديگري سهيم شويد . فرض كنيم خودمان را دوست داريم . اكنون مشكل اين است چگونه همسايه مان را دوست داشته باشيم . به همين دليل است كه درباره ي عشق سخنان زيادي گفته شده ، اما دنيا هنوز زشت است ؛ مالامال از نفرت ، جنگ ، خشونت و خشم .

وقتي بدانيم كه خودمان را دوست نداريم ، به شناخت بزرگي رسيده ايم . دوست داشتن خود ، واقعاً دشوار است ؛ زيرا به ما آموخته اند خودمان را سرزنش و محكوم كنيم . به ما آموخته اند كه ارزشمند نيستيم . به اين ترتيب چگونه ممكن است انساني بي ارزش را دوست داشت ؟ چگونه مي توان كسي را كه محكوم است و سرزنش و تحقير شده ، دوست داشت ؟

اين درك عاقبت نصيب هركس خواهد شد . اگر هنوز درك نكرده ايد كه خودتان را دوست نداريد ، نگران نشويد . پنجره اي باز شده است . ديگر به مدت طولاني در اتاق نخواهيد ماند و از اتاق بيرون خواهيد آمد . وقتي آسمان باز را بشناسيد ، نمي توانيد در دنيايي راكد و بسته محصور بمانيد و از آن بيرون خواهيد آمد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 16:9  توسط اشو  | 

 

درباره ي اشو – 2

 

اشو پس از آنكه در 21 سالگي به روشن شدگي رسيد ، تحصيلات دانشگاهي اش را به پايان رساند و چند سالي در دانشگاه جلال پور هند به آموزش دادن فلسفه پرداخت . در همين دوران ، به گوشه و كنار هند سفر كرد و با لايه هاي گوناگون مردم سرزمين خويش و آيين ها و ديدگاه هاي سنتي ، فلسفي و اجتماعي آنها آشنا شد و بررسي هاي گسترده اي انجام داد تا دريافت خويش از روان شناسي و باورهاي انسان هاي هم روزگارش را افزايش دهد . او آموزشهايش را تنها به زبان نمي راند و آنها را در كردارهاي عارفانه و با شهامتش به نمايش مي گذاشت و انساني مهربان ، آگاه ، خونگرم ، و شوخ بود كه از منيت خويش دست شسته و به ژرف ترين رازهاي هستي و طريقت روحاني دست يافته بود و با آنها زندگي مي كرد .

او در درازاي زندگي اش در همه ي زمينه هاي پيشرفت خودآگاهي آدمي سخن راند و درباره ي عشق ، مراقبه ، فلسفه و حكمت ، روان شناسي ، آموزش و پرورش ، دين ، روش هاي درماني ، شيوه هاي آفرينندگي و روش هاي رسيدن به آگاهي ناب و كشف و شهود باطني سخنراني هايي انجام داد كه پس از گردآوري ، در بيش از 600 كتاب به چاپ رسيده و به بيش از 30 زبان زنده ي دنيا برگردانده شدند . روزنامه ي ساندي تايمز انگليس او را در شمار يكي از هزار شخصيت برجسته ي تاريخ ساز سده ي بيستم خوانده و روزنامه ي ساندي تايمز هند نيز او را در كنار شخصيت هايي چون گاندي ، نهرو و بودا كه سرنوشت هند را دگرگون ساختند ، جاي داده است .

اشو به هيچ سنتي وابسته نبود و مي گفت كه « من آغاز يك آگاهي ديني از همه رو تازه هستم . خواهش مي كنم مرا با گذشته پيوند ندهيد . گذشته حتا ارزش به ياد آوردن را هم ندارد ... پيام من يك آيين و يك فلسفه نيست . پيام من گونه اي كيميا و دانش دگرگون شدن معنوي است . بنابراين ، تنها كساني مي توانند از آن بهره گيرند كه آماده باشند در قالب كنوني خويش مرده و در قالبي از همه رو تازه – چنان تازه كه حتي نمي توانند تازگي و غنايش را به پندار آورند – از نو زنده شوند ... اندك شماري كه شهامت شنيدن سخنانم را دارند ؛ زيرا گوش كردن به پيام من خطرناك خواهد بود . شنيدن سخنان من نخستين گام شما در راه زاده شدني نو خواهد بود ... پيام من يك پيوند زباني نيست . بسيار خطرناك تر از اين هاست و از مردم و زنده شدني دوباره كمتر نيست . »

به ديده ي او انسان امروزي چنان از سنت هاي كهنه ي ديروز و هيجان هاي زندگي مدرن امروز سنگين بار است كه پيش از كشف حالت آسوده و بي انديشه ي مراقبه نياز به يك پاكسازي ژرف و اساسي دارد . اشو عارفي است كه از هماهنگي باطني و هم سخني ذاتي همه ي دين ها و آيين هاي سنتي سخن مي گويد و راستي فراگير نهفته در جوهر همه ي آيين هاي پاك و اصيل ديني را آشكار مي سازد . او حقايق باطني آيين هايي چون تصوف ، يوگا ، تانترا ، تائوييزم ، بوديسم ، ذن ، زرتشتي ، هندوئيزم و مسيحيت را با ژرف نگري اي شگفت انگيز پيش مي كشد و در كنار ستايش و شرح و برجسته نمودن نكات عرفاني اين آيين ها ، باورهاي سطحي نگرانه و نادرست آنها ، به ويژه هندوئيزم و مسيحيت را نكوهش كرده و به زير پرسش مي برد و چنان كه در جاي جاي كتاب كنوني به آن مي خوريم ، از اين باورها با عبارت باورهاي « به اصطلاح ديني » ياد مي كند و سخنان تند او بيشتر نكوهش گر جنبه هاي خرافي و پوسيده ي آيين هاي هندو و مسيحيت بر ساخته ي كشيشان است .

 

فرامرز جواهري نيا

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 11:45  توسط اشو  | 

 

درباره ي اشو - 1

 

اشو فرزانه اي است كه دروازه ي زيستن در بي كرانگي زمان حال را يافته است و فرو رفتن در ژرفاي بي كران اكنون را مايه ي سبك بالي و شادماني بي پايان آدمي مي داند . واژه ي « اشو » به معناي انساني بركت يافته و خدايي است كه آسمان بر او گل مي باراند . او در 11 دسامبر 1931 در مادهيا پرادش هند ديده به جهان گشود و پدر و مادرش وي را راجنيش نام نهادند . راجنيش از همان آغاز كودكي روحي سركش و ناوابسته داشت و در پي آن بود كه راستي ها را به جاي آن كه از ديگران فرا گيرد ، خود تجربه كند و بيازمايد .

اشو پس از آن كه در 21 سالگي به روشن شدگي رسيد ، تحصيلات دانشگاهي اش را به پايان رساند و چند سالي در دانشگاه جلال پور هند به آموزش دادن فلسفه پرداخت . در همين دوران به گوشه و كنار هند سفر كرد و با لايه هاي گوناگون مردم سرزمين خويش و آيين ها و ديدگاه هاي سنتي ، فلسفي و اجتماعي آنها آشنا شد و بررسي هاي گسترده اي انجام داد تا دريافت خويش از روان شناسي و باورهاي انسان هاي هم روزگارش را افزايش دهد . او آموزش هايش را تنها به زبان نمي راند و آنها را در كردارهاي عارفانه و با شهامتش به نمايش مي گذاشت و انساني مهربان ، آگاه ، خونگرم ، و شوخ بود كه از منيت خويش دست شسته و به ژرف ترين رازهاي هستي و طريقت روحاني دست يافته بود و با آنها زندگي مي كرد .

 

فرامرز جواهري نيا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 22:54  توسط اشو  |