تبليغاتX
استاد

آيا اين حقيقت دارد كه تو وقت براي مراقبه كردن نداري ؟ واقعاً اينطور است ؟ آيا تو يك ساعت در روز براي تأمل در خويشتن و مراقبه كردن فرصت نداري ؟ دوباره فكر كن . از ذهنت بپرس : " آيا اين واقعيت دارد كه من وقت ندارم ؟ " من اين را باور ندارم . من تاكنون هيچكس را نديده ام كه بيش از حد نياز وقت نداشته باشد . كساني را مي بينم كه ورق بازي مي كنند و مي گويند كه براي وقت گذراني چنين مي كنند ! آنان براي وقت گذراني به سينما مي روند ؛ غيبت مي كنند ، يك روزنامه را بارها و بارها مي خوانند و درباره ي يك موضوع بارها و بارها صحبت مي كنند و باز هم مي گويند : " وقت نداريم ! " آنان براي امور غير لازم و غير حياتي به اندازه ي كافي فرصت دارند . ولي چرا براي مراقبه وقت ندارند ؟ زيرا با چيزي غير ضروري خطري متوجه ذهن نيست . لحظه اي كه درباره ي مراقبه فكر مي كني ، ذهن هشيار مي شود . حالا كار دارد خطرناك مي شود ! زيرا مراقبه يعني مرگ ذهن . اگر تو به مراقبه ادامه بدهي ، زماني خواهد رسيد كه ذهنت بايد عقب نشيني كند و كاملاً محو و نابود گردد . پس ذهن در اين مورد گوش به زنگ مي شود و شروع مي كند به بهانه آوردن : " وقتش كو ؟ حتي اگر هم وقت باشد ، كارهاي مهم تري دارم . حالا براي من پول مهم تر است . مراقبه را هميشه مي توان انجام داد . مي توان آن را عقب انداخت . وقتي پول داشتم و فراغت پيدا كردم ، مراقبه خواهم كرد ، ولي بدون پول چگونه مي توان مراقبه كرد ؟ پس اول به درآمد و پول توجه كن و بعد به مراقبه بپرداز !  "

مراقبه را مي توان به راحتي به تعويق انداخت ، زيرا تو احساس مي كني كه به نيازهاي آني تو ربطي ندارد . نمي تواني نان را به تعويق اندازي ، زيرا خواهي مرد . پول را نمي توان به تعويق انداخت ، زيرا براي رفع نيازهاي اساسي تو لازم است . ولي مراقبه را مي توان بعدها انجام داد ، زيرا به بقاي تو ربطي ندارد . بدون آن هم مي تواني زنده باشي . در حقيقت بدون آن به راحتي مي تواني زندگي كني !

لحظه اي كه وارد ژرفاي مراقبه مي شوي ، زندگي تو روي كره ي زمين به خطر مي افتد . تو محو مي گردي . با عميق شدن در مراقبه ، تو از اين چرخ گردون زندگي خارج مي شوي .

مراقبه مانند مرگ است . پس ذهن وحشت مي كند . مراقبه همچون عشق است ، پس ذهن به هراس مي افتد و مي گويد : " آن را به تعويق بيانداز " و تو مي تواني به راحتي آن را تا بي نهايت به تعويق بيندازي . ذهن تو هميشه چيزهايي شبيه اين مي گويد . و فكر نكن من درباره ي ديگران صحبت مي كنم . من درباره ي شخص تو سخن مي گويم !

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 10:30  توسط اشو  | 

 

مردم كاملاً فراموش كرده اند كه رابطه جنسي ، در مقايسه با عشق عميق و حرمت و سپاسي كه در عبادت پيش مي آيد ، بسيار نا چيز است .

وقتي انرژي فيزيكي صرف رابطه جنسي نشود ، به فرازهاي برتري صعود مي كند . اين انرژي مي تواند حتي در نهايت ، به سامادي – بيداري – برسد . در حالي كه مردم كاملاً فراموش كرده اند . آنها تصور مي كنند كه راببطه ي جنسي ، نهايت است . در حالي كه اين طور نيست . عاشقي مي تواند به اوجي برسد كه تجرد از آن آغاز مي شود . تجرد واقعي ، مخالف رابطه ي جنسي نيست ، بلكه فراتر از آن است و عميق تر . لذت و سرور تجرد ، بسيار بيشتر است . هرگاه كسي بداند چگونه انرژي خود را در چنين سطح والايي مصرف كند ، ديگر چه اهميتي به فضاهاي پست تر مي دهد ؟

نمي گويم در زندگي زناشويي ، رابطه ي جنسي را قطع كنيد ، بلكه به خود برتر و مطهرتان و به آن فضاهاي برتر اجازه دهيد كه متجلي شود . در غير اين صورت ، دوباره به زمين باز مي گرديد و هرگز نمي توانيد به آسمان ها پرواز كنيد .

 کتاب سخت نگیر از اشو به قیمت ۲۵۰۰ تومان به فروش می رسد . برای درخواست کتاب ایمیل بزنید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:55  توسط اشو  |