تبليغاتX
استاد -
 

استاد محبوب ،

سرگرمي شما چيست ؟

 

آناندو ، ندارم . نيازي ندارم . سرگرمي نياز است تا شما را مشغول نگه دارد . زماني كه از كار معمولي خود خسته مي شويد .. و طبيعتاً فرد از كسب نان و كره خسته مي شود .. وقتي شما از كارتان خسته مي شويد فقط دو راه وجود دارد . يا سرگرم نباشيد .. كه ترس بزرگي در شما به وجود مي آورد ، زيرا سرگرم نبودن يعني با خويشتن بودن ، كاملاً تنها بودن با خويش . آن روبرو شدن با ژرفاي كشف ناشده ي خويش است .. مي ترساند . آن به معناي روبرو شدن با زندگي فرد و مرگ فرد است ، آن به معناي روبرو شدن با درون خود فرد است .. كه بي نهايت است ، چنان بي كران كه نمي توانيد آن را دريابيد . و همان ترس بي كرانگي . لرز عظيمي به سراغتان مي آيد .

يك راه اين است : زماني كه كاري براي انجام دادن نداريد ، مديتيشن كنيد .

راه ديگر : سرگرم كار احمقانه ي ديگري شويد ، و آن را سرگرمي بخوانيد .

بعضي ها تمبر جمع مي كنند .. حال ، حماقت آن را ببينيد .. و آنها آن را سرگرمي مي خوانند . و تمام سرگرمي ها شبيه آن هستند . اينها راههاي فرار از خودتان هستند .

من بي نهايت با خويش در سعادتم . تنها بودن ، بودن ، بدون انجام هيچ كاري ، چنان تجربه ي عميقي است كه اگر يكبار آن را بچشيد تمام اين كارهاي احمقانه را كه سرگرمي مي ناميد رها خواهيد كرد . سرگرمي ها شبه حرفه هستند . زماني كه كارهاي واقعي  آنجا نباشند ، شما به شبه كار مي پردازيد . حال ، حماقت آن را ببينيد . شش روز هفته منظر يكشنبه هستيد .. روزي كه مي توانيد استراحت كنيد ، مي توانيد با خودتان باشيد . شما از جهان خسته ايد ؛ جهان نيز بيشتر از شما ! شما از مردم خسته ايد ، از همه چيز خسته ايد . و اميدواريد يكشنبه زود بيايد ، و زماني كه يكشنبه مي آيد شما دوباره مشغول مي شويد .. حال اين سرگرمي شماست . شما نمي توانيد نامشغول بمانيد ؛ مشكل شما اين است .

و اغلب روي مي دهد كه شخص يكشنبه ها بيشتر از هر روز ديگر خسته مي شود ، به خاطر سرگرمي هاي بسيار، رفتن به پيك نيك ، رانندگي ، و هزار و يك چيز ديگر كه شما شش روز منتظرش بوده ايد . و فكر مي كنيد كه داريد استراحت مي كنيد ؟

شما نمي توانيد استراحت كنيد ! نمي دانيد چگونه استراحت كنيد . نمي توانيد استراحت كنيد .. نمي دانيد چگونه ريلكس شويد . حتي به نام ريلكس شما كارهايي را انجام مي دهيد ، نوعي از كارها ، حتي به نام استراحت شروع مي كنيد به انجام دادن نوعي كار . چون شما هزينه اي نمي پردازيد ، آن استراحت مي شود ؟ شما كارت يا شطرنج بازي مي كنيد . هزينه اي برايش نمي پردازيد ، درست است ، ولي آن فرق زيادي ايجاد نمي كند ، آن فقط يك كار بي هزينه است . به جاي اين كه دنبال سرگرمي باشيد ، از فرصتها استفاده كنيد . وقتي مي توانيد زماني خالي داشته باشيد ، كاملاً نامشغول باشيد ، با خودتان ، بمانيد .. در آن بمانيد ، از آن خارج نشويد . تمبر جمع كردن را شروع نكنيد .

 

دو پيرمرد يهودي روي نيمكت پارك نشسته بودند .

يكي از آنها پرسيد : « خب حالا كه بازنشسته شده اي چكار مي كني ؟ »

ديگري پاسخ داد : « من يك سرگرمي دارم . من كفتر بازم .

- كفتر ؟ آنها را كجا نگه داري مي كني ؟ تو در يك مجتمع مسكوني زندگي مي كني !

- من آنها را در كمد مي گذارم .

- در كمدت ؟ روي كفشها و لباسهايت نمي رينند ؟

- نه ، آنها را درون جعبه مي گذارم .

- درون جعبه ؟ چگونه نفس مي كشند ؟

- نفس ؟ آنها نفس نمي كشند . آنها مرده اند .

دوستش در حالت شوك فرياد زد : مرده اند ؟ تو كبوتر مرده نگه مي داري ؟

- كه چي ؟ اين فقط يك سرگرمي است !

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:50  توسط اشو  |